مناجات با امام زمان(عج)
یکشنبه 20 شهریور 1390 07:12 ب.ظ
پائیز هم آمد، می بینی؟ گویی او هم منتظر است. ابرهایش را بنگر،
برای دوری از تو اشک می ریزند. برگ ریزان برای توست؛
او هرسال زمین را به امید دیدنت فرش می کند
چشم برگ ها به آسمان خیره مانده، بلکه منت نهی
و بر سرشان قدم گذاری. درخت هم عریان می شود تا وقتی
تو می رسی، لباس نو بر تن کند و سبز بپوشد.
ولی آقای من؛ بین پائیز و بهار، تنها یک زمستان فاصله است.
اما بین من و تو جاده ای بی انتها به نام
انتظار. من مسافر این جاده ام. جمعه منزلگه من است و اشک،
تنها دارایی ام. هر کجا تو باشی، مسیر زندگی من از همان می گذرد.
مولای من؛ می ترسم از خزان.
نکند تو نیایی و قلب من در این جمود یخ زده منجمدشود!
و در این راه، پیش از آنکه به تو برسم،
چشمانم به راه سپیدت خیره بماند و تو را ندیده بمیرم!
راه به تو دور و بی نهایت شده است
این فاصله مایه خجالت شده است
انگار که خواندن دعای فرجت
در وقت سحر ز روی عادت شده است
«این السب المتصل بین الارض و السماء؟!»
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
میلاد نازنین پسر فاطمه و علی (علیهما السلام) ، امام حسن مجتبی(علیه السلام) بر همگان مبارك باد
سه شنبه 25 مرداد 1390 11:26 ق.ظ
تولد امام حسن مجتبی(ع)
كتاب: زندگانى امام حسن مجتبى علیه السلام، ص. 3 تا 8 و 474تا 484
مؤلف: سید هاشم رسولى محلاتى
پیش از این در تاریخ زندگانى پیامبر بزرگوار اسلام در حوادث سال سوم هجرت ذكر شد كه سبط اكبر آن حضرت، امام حسن(ع)، در سال سوم به دنیا آمد، و مشهور آن است كه این مولود فرخنده در شب نیمه ماه رمضان-بهترین ماههاى خدا-متولد شده، و البته در این باره در كتابهاى شیعه و سنت اقوال دیگرى هم نقل شده كه خلاف مشهور است (1) .
داستان ولادت و مراسم نامگذارى 
و اما داستان ولادت به گونهاى كه در روایات شیخ صدوق(ره)در امالى و علل و عیون اخبار الرضا(ع)و روایات دیگر محدثین شیعه و اهل سنت آمده و از امام سجاد(ع) روایتشده این گونه است كه فرمود:
چون فاطمه(س)فرزندش حسن را به دنیا آورد، به پدرش على(ع)عرض كرد: نامى براى او بگذار، على(ع)فرمود: من چنان نیستم كه در مورد نامگذارى او به رسول خدا پیشى گرفته و سبقت جویم.در این وقت رسول خدا(ص)بیامد، و آن كودك را در پارچه زردى پیچیده، به نزد آن حضرت بردند.حضرت فرمود: مگر من به شما نگفته بودم كه او را در پارچه زردنپیچید؟سپس آن پارچه را به كنارى افكند و پارچه سفیدى گرفته و كودك را در آن پیچید، آنگاه رو به على(ع)كرده فرمود: آیا او را نامگذارى كردهاى؟
عرض كرد: من در نامگذارى وى به شما پیشى نمىگرفتم!
رسول خدا(ص)فرمود: من هم در نامگذارى وى بر خدا سبقت نمىجویم!
در این وقتخداى تبارك و تعالى به جبرئیل وحى فرمود كه براى محمد پسرى متولد شده، به نزد وى برو و سلامش برسان و تبریك و تهنیت گوى و به وى بگو: براستى كه على نزد تو به منزله هارون است از موسى، پس او را به نام پسر هارون نام بنه!
جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوى خداى تعالى به وى تهنیت گفت و سپس اظهار داشت: خداى تبارك و تعالى تو را مامور كرده كه او را به نام پسر هارون نام بگذارى. رسول خدا(ص)پرسید: نام پسر هارون چیست؟عرض كرد: «شبر».فرمود: زبان من عربى است؟ عرض كرد: نامش را«حسن»بگذار، و رسول خدا(ص)او را حسن نامید... (2)
و در برابر این روایت، روایات دیگرى هم در كتابهاى علماى شیعه و اهل سنت آمده كه چون حسن(ع)به دنیا آمد، على(ع)او را«حرب»نامید، و چون رسول خدا(ص)اطلاع یافتبه على(ع)دستور داد آن نام را به«حسن»تغییر دهد... (3)
و یا اینكه على(ع)نام این نوزاد را«حمزه»گذارد و چون حسین به دنیا آمد نام او را«جعفر»گذارد، و پس از آن رسول خدا(ص)على(ع)راطلبیده و به او فرمود: به من دستور داده شده كه نام این فرزند خود را تغییر دهم، سپس به على(ع)دستور داد كه نام آن دو را«حسن»و«حسین»بگذارد، و على(ع)نیز به دستور آن حضرت عمل كرد... (4)
ولى همان گونه كه صاحب كشف الغمه گفته است، این مطلب بعید به نظر مىرسد، و خلاف مشهور و ضعیف است، و مشهور همان است كه در روایتبالا ذكر شد، و باقر شریف در كتاب حیاة الحسن این گونه روایات را از موضوعات و جعلیات دانسته و دلیلهایى بر این مطلب ذكر كرده كه بهتر استبراى اطلاع بیشتر به همان كتاب مراجعه نمایید. (5)
و در روایات بسیارى از طریق اهل سنت آمده كه این دو نام شریف«حسن»و«حسین»در جاهلیتسابقه نداشته و از نامهاى بهشتى است، و متن یكى از آن روایات كه طبرى در كتاب ذخائر العقبى روایت كرده، این گونه است كه عمران بن سلیمان گفته:
«الحسن و الحسین اسمان من اسماء اهل الجنة، ما سمیتبهما فى الجاهلیة» (6)
(حسن و حسین دو نام از نامهاى اهل بهشت است كه در زمان جاهلیتسابقه نداشته است.)
انجام مراسم دینى و سنتهاى مذهبى
از جمله سنتهاى اسلامى درباره نوزاد، گفتن اذان و اقامه در گوش راست و چپ اوست كه رسول خدا(ص)این سنت را درباره این نوزاد عزیز انجام داد، و پس از اینكه او را به دست آن حضرت دادند، در گوش راستشاذان و در گوش چپ او اقامه گفت (7) .
و نیز براى نوزاد جدید عقیقه كرد(یعنى گوسفندى براى او قربانى كرد (8) و یك ران آن را به قابله داد، و در برخى از روایات است كه این كار را در روز هفتم انجام داد (9) .
و در روایت كلینى(ره)در كافى این گونه است كه پس از عقیقه این دعا را خواند:
«...بسم الله عقیقة عن الحسن»
(به نام خدا این عقیقهاى است از حسن...)
و به دنبال آن نیز این دعا را خواند:
«اللهم عظمها بعظمه، و دمها بدمه، و شعرها بشعره، اللهم اجعله وقاءا لمحمد و آله» (10)
(خدایا استخوان آن در برابر استخوان این نوزاد، و گوشتش در برابر گوشت وى، و خونش در برابر خون او، و مویش در برابر موى او، خدایا آن را وسیله حفاظتى براى محمد و خاندانش قرار ده.)
و همچنین رسول خدا(ص)دستور داد موى سر نوزاد را در روز هفتم بتراشند و هم وزن آن نقره صدقه دهند، و سپس بر سر نوزاد«خلوق»-كه نوعى عطر مخلوط بوده-مالید، و به دنبال آن به عنوان مذمت از رسم و شیوه معمول آن زمان كه خون بر سر نوزاد مىمالیدند به اسماء كه راوى حدیث است فرمود: «یا اسماء الدم فعل الجاهلیة»
(اى اسماء مالیدن خون بر سر نوزاد از كارهاى زمان جاهلیت است!)
و در پارهاى از روایات اهل سنت آمده كه در روز هفتم مراسم ختنه نوزاد نیز انجام شد (11) ، ولى ظاهر روایات شیعه آن است كه از جمله مختصات ائمه دین(ع)آن بوده كه«مختون»(یعنى ختنه شده)به دنیا مىآمدند، جز آنكه به عنوان استحباب و سنت، صورتى (12) از این كار را انجام مىدادند... (13)
و از جمله سنتهاى نوزاد در اسلام تعویذ او به دعاست، یعنى براى سلامتى و حفظ او از چشم زخم و شیاطین جنى و انسى به وسیله خواندن یا نوشتن دعا او را در پناه خدا قرار داده و به خدا مىسپارند.
و طبق روایات بسیارى كه در كتابهاى شیعه و اهل سنت آمده، رسول خدا(ص)دو فرزند خود حسن و حسین(ع)را به این دعا تعویذ فرمود:
«اعیذ كما بكلمات الله التامة من كل شیطان وهامة و من كل عین لامة» (14)
(شما را پناه مىدهم به كلمات تامه و كامله پروردگار از هر شیطان بدخواهى و از هر چشم زخمى.)
و در روایت دیگرى است كه این گونه مىفرمود:
«اعیذ كما من عین العاین و نفس النافس» (15)
(شما را پناه مىدهم از چشم چشم زن، و نفس نفس زن.)
كنیه و القاب
و از جمله آداب و سنتهاى ولادت نوزاد پس از نامگذارى، تعیین كنیهبراى اوست كه طبق حدیثى، امام باقر(ع)فرمود:
«انا لنكنى اولادنا فى صغرهم مخافة النبز ان یلحق بهم» (16)
(ما براى فرزندانمان در كودكى كنیه قرار مىدهیم، از ترس آنكه مبادا در بزرگى دچار لقبهاى ناخوشایند گردند.)
و كنیه آن حضرت بر طبق روایات بسیارى«ابو محمد»بوده و كنیه دیگرى نداشته است.
و اما القاب آن حضرت بدین شرح است: سبط، زكى، مجتبى، سید، تقى، طیب، ولى...
و مرحوم اربلى در كتاب كشف الغمة پس از نقل كنیه و القاب آن حضرت از روى كتابهاى اهل سنت گفته است: مشهورترین این القاب«تقى»است و بهترین و شایستهترین آنها همان است كه رسول خدا(ص)او را بدان ملقب فرمود و آن«سید»است. (17)
پىنوشتها:
1.مستدرك حاكم، ج 3، ص 169، اسد الغابه، ج 2، ص 9، اكمال الرجال خطیب تبریزى، ص 627، حیاة الامام الحسن، ج 1، ص 59.
2.بحار الانوار، ج 43، ص 238، و به همین مضمون روایات بسیارى در كتب اهل سنت نقل شده كه بیشتر آنها در ملحقات احقاق الحق، ج 10، ص 492 به بعد ذكر شده است.
3.بحار الانوار، ج 43، ص 251، حیاة الحسن باقر شریف، ج 1، ص 63، ملحقات احقاق الحق، ج 10، صص 501-492.
4.بحار الانوار، ج 43، ص 255، ملحقات احقاق الحق، ج 10، ص 498.
5.حیاة الامام الحسن بن على، ج 1، ص 63.
6.ملحقات احقاق الحق، ج 10، ص 488 و حیاة الامام الحسن بن على، ج 1، ص 63.و در مناقب ابن شهرآشوب از عمران بن سلیمان و عمرو بن ثابت نقل كرده كه گفتهاند: «ان الحسن و الحسین اسمان من اسامى اهل الجنة و لم یكونا فى الدنیا»
7.بحار الانوار، ج 43، ص 239، مسند احمد بن حنبل، ج 6، ص 391، صحیح ترمذى، ج 1، ص 286، صحیح ابى داود، ج 33، ص 214، احقاق الحق، ج 11، صص 8-6.
8.و در برخى از روایات شیعه و اهل سنت آمده كه دو گوسفند براى حسن(ع)و دو گوسفند براى حسین(ع)قربانى كرد، ولى روایتیك گوسفند مشهورتر و از نظر سند هم قوىتر از روایات دیگر است، چنانچه در حیاة الامام الحسن نیز بدان تصریح كرده است.
9 و 10.بحار الانوار، ج 43، صص 239 و 250 و 257.حیاة الامام، ج 1، ص 64.ملحقات احقاق الحق، ج 10، صص 17-511.
11.نور الابصار، ص 108، و ملحقات احقاق الحق، ج 10، ص 519 به نقل از مفتاح النجا بدخشى.
12.و به تعبیر روایات«امرار موسى»مىكردهاند.
13.سفینة البحار، ج 1، ص 379.
14.سفینه، ج 2، ص 287 و ملحقات احقاق الحق، ج 10، صص 520 و 524 و 527.
15.ملحقات احقاق الحق، ج 10، ص 527.
16.حیاة الامام الحسن(ع)، ج 1، ص 65.
17.بحار الانوار، ج 43، ص 255.

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 25 مرداد 1390 11:45 ق.ظ
اسمس مخصوص ماه مبارک
چهارشنبه 12 مرداد 1390 09:57 ق.ظ
|
ماه رمضان آمد، آن بند دهان آمد
ای روزه داران اگر چنین میخواهید ای دوست ز رحمت دل اگاهم ده رمضانا تو بهترین ماهی / چون که ماه ضیافت اللّهی رمضان شهر عشق و عرفان است در خلوت شب ز حــق صـدا میآید ای در غرور نفس به سر برده روزگار حکمت روزه داشتن بگذار / باز هم گفته و شنیده شود یا اله الخلق یا رب الفلق
رمضان ماه مناجات و دعا / رمضان پر بود از شور و صفا باز آى و دل تنـگ مرا مونس جان بـاش آمدیم از سفر دور و دراز رمضان رمضــان چــشمــه عـطــای خـــدا |
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 مرداد 1390 10:06 ق.ظ
در آستانه ی ماه مبارک
سه شنبه 11 مرداد 1390 08:57 ق.ظ
|
ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریفترین ماههای سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته میشود، و عبادت در یکی از شبهای آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است. |
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
عا شقانی که با پای پیاده به سوی حرم رفتند
دوشنبه 3 مرداد 1390 11:26 ق.ظ
به نام خدا سلام
می خواهم برایتان کمی از حال و هوای جوانان و نوجوانانی برایتان بگویم که با پای پیاده به حرم امام رضا (ع)مشرف شده اند.
این عاشقان در روز یکشنبه 26/4 شروع به حرکت کردند روز های اول ودوم همه با انرژی زیاد حرکت خود را ادامه دادند درطول این سفر هر زمان که برای صبحانه،نهار یا شام توقف میکردیم بیشتر بچه ها همین که به مکان مورد نظرمی رسیدند دراز میکشیدند کمی استراحت میکردند.همه با هم برای نماز صبح بیدار میشدیم و به نماز جماعت می پرداختیم و دعای امام زمان(عج)را زمزمه می کردیم و به سفر خود ادامه می دادیم.بچه ها تلاش میکردند تا جلوتر از همه باشند،
زیرا زمانی که یکی از آنها جلو میزد برایشان مثل یک تضعیف روحیه
بود بعد یکی دو روز بچه ها پاهایشان آبله میزد و به سختی میتوانستند راه روند زمانی که برای شام و استراحت توقف میکردیم آقای غفرانی آمپول بدستآماده ی این بود که آب آبله ها را بکشد تا خشک شوند ازپای بعضی از بچه ها چون خون جمع شده بود خون کشیده می شد وشب می خوابیدیم ،صبح شروع به حرکت میکردیم تا این که به تپه سلام رسیدیم همه با نگاههای عاشقانه با دید کم حرم را تماشا میکردند و از چشمها اشک نم نم می بارید.زیارت امام رضا را خواندیم و باز همه با حال و هوای معنوی تر راهی حرم شدیم.
شرح حال یکی از بچه ها
به نام خدا
سلام
اسم من ناشناس است.من حدود 17سال سن دارم که حدود 10 سال است که عضو این هیئت بوده ام و این اولین سالی بود که لیاقت این را پیدا کردم که با پای پیاده با دوستام بهحرم امام رضا بروم یکی دو روز اول را با سرعت جلوتر از همه حرکت می کردم در روز سوم پاهایم آبله زد و به سختی می توانستم راه بروم شب آقای غفرانی آب آبله ی پایم را کشید و با بتادین آن را ضدعفونی کرد و رفتم خوابیدم صبح که نمازمان را خواندیم حرکت کردیم حدود 30 کیلو متر به حرم مانده بود از شوق این که چیز زیادی به حرم نمانده با همه ی توانی که داشتم حرکت کردم
فکر میکنم ساعت های شش صبح بود که پاهیم عرق میکرد و جایی که
آبله زده بود میسوزید در همان لحظه کفشهایم را در آوردم دعایی کردم
همزمان یکی از بچه ها نوحه ای خواند ودلم گرفت و زیرگریه زدم که قسمتی از آن نوحه این گونه بود.
خادمات گریه کنون صحن تو جارو میزنن
همه نقاره ی یا ضامن آهو میزنن
یکی بین ازدحام میگه کربالا میخوام
بچم مریض یا رضا برام عزیز یا رضا
آقا جون آقا جون
دعایم همان لحظه مستجاب شد دوباره زیر گریه زدم وبراه افتادم تا این که به مشهد رسیدیم بعد از کمی استراحت حمام رفتیم و خودمان را برای رفتن به حرم آماده کردیم همین غدر برایتان بگویم که امام رضا(ع)خیلی
ما را تحویل گرفت.به امید این که سال بعد هم این لیاقت را داشته باشم و
خود امام رضا همه ی ما را بطلبد.برای ظهور آقا امام زمان صلوات.
دیدگاه ها : نظرات
دنبالک ها: فال انبیا ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 3 مرداد 1390 11:45 ق.ظ
سفر عشق حرم تا حرم
جمعه 24 تیر 1390 11:59 ق.ظ
بسم تعالی
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا«ع»
اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند
جان به قربان تو آقا که حج فقرایی
سلام
امروزه دشمن گامهای بزرگی را در جهت تضعیف بنیان خانواده و انحراف جوانان و نوجوانان با وسایل مختلف از قبیل مبایل،اینترنت،ماهواره و... برداشته است.با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بربیداری جوانان ونوجوانان تلاش نموده ایم راهکارهایی در جهت خنثی نمودن این ضربه ها داشته باشیم.
یکی دیگر از این فعالیت های فرهنگی دعوت جوانان و نوجوانان درجهت شرکت درسفرفرهنگی زیارتی معنوی پیاده روی از حرم امام زاده شعیب تا حرم مطهر امام رضا (ع)از تاریخ 26/4/90 تا 1/5/90 نموده ایم.
«بر محمد و آل محمد صلوات»

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
فرارسیدن میلاد یگانه منجی عالم مولا صاحب الزمان بر تمامی شیعیان آن حضرت مبارک باد
پنجشنبه 23 تیر 1390 11:08 ق.ظ

چشم انتظار
چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی
اشكم شبیه خون جگر شد نیامدی
گفتم غروب جمعه تو از راه می رسی
عمرم در این قرار به سر شد نیامدی
تا خواستم به جاده ی وصل تو رو كنم
غفلت مرا رفیق سفر شد نیامدی
در مسجدیم وطاعت این ماه شغل ماست
بی قبله هر نماز به سر شد نیامدی
این نفس بد مرام مرا خوار و زار كرد
روز و شبم به لغو سپر شد نیامدی
رسوایی گدای تو از حد گذشته است
عمرم به هر گناه هدر شد نیامدی
از ما گناه سر زد و تو شاهدش شدی
دیدی دلم به راه دگر شد نیامدی
خسران زده كسی است كه از یار غافل است
بی تو دعا بدون اثر شد نیامدی
از ما كه منفعت نرسیده برای تو
هر چه ز ما رسیده ضرر شد نیامدی
گفتیم لا اقل سر افطار می رسی
دیده به راه ماند و سحر شد نیامدی
سروده ی احسان محسنی فر
دوباره جمعه گذشت و قنوتِ گریان ماند
دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند
دوباره زمزمه ی كاسه های خالی ما
پس از نیامدنت گوشه ی خیابان ماند
شبیه شنبه ی هر هفته پشت پنجره ام
و كوچه كوچه شهرم دوباره زندان ماند
برای آمدنت چند سال بایستی
در این تراكم بی انتهای ویران ماند؟
نیامدی كه ببینی نگاه منتظرم
چه روزها به امید تو زیر باران ماند
سكوت آخر حرف من است چون بی تو
دوباره حنجره ام زیر بغض پنهان ماند
سروده محمد بختیاری
بوده دل بیقرار، یکسره چشم انتظار
تا که ببیند تو را، ای ضربان بهار!
غایب سبز صبور! چشم تو، یک چشمه نور
لذت یک دم حضور، کرده مرا بی قرار
نبض زمان، دست توست! جمله جهان، مست توست
غرق دعا می شوم، تا که شوی آشکار
سبز خرامان تویی! باد گل افشان تویی!
پرده غیبت بدر، از سر رحمت بیار
نیت پروازکن، نغمه ما سازکن
لب به سخن بازکن، ای صنم گلعذار!
عالم و آدم تمام، منتظران قیام
تا بفرستی پیام، سر برسد انتظار
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام
سه شنبه 21 تیر 1390 03:31 ب.ظ

حضرت علی اکبر(ع) فرزند بزرگ امام حسین (ع) در مدینه متولد شد. مادر بزرگوار ایشان لیلا دختر ابى مره می باشد. وی زمانى چند در خانه امام حسین علیه السلام به سر برد و روزگارى در زیر سایه حسین (ع) بزیست. لیلا براى امام حسین (ع) پسرى آورد، رشید، دلیر، زیبا، شبیه ترین كس به رسول خدا صلى الله علیه و آله رویش روى رسول ، خویش خوی رسول ، گفت و گویش گفت و گوى رسول خدا صلى الله علیه و آله؛ هر كسى كه آرزوى دیدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر لیلا مى نگریست تا آنجا که پدر بزرگوارش می فرماید �هرگاه مشتاق دیدار پیامبر مى شدیم به چهره او مى نگریستیم�؛ به همین جهت روز عاشورا وقتى اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیكار شد،امام حسین(ع) چهره به آسمان گرفت و گفت:�اللهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤیة نبیك نظرنا الیه...�
حضرت علی اکبر در كربلا حدود 25 سال داشت.برخی راویان سن ایشان را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولین شهید عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصیرت دینى و سیاسى او، در سفر كربلا بویژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاریهایش دلیل آن است. وقتى امام حسین (ع) از منزلگاه �قصر بنى مقاتل� گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بیدارى�انا لله و انا الیه راجعون� گفت و سه بار این جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب این حمد و استرجاع را پرسید، حضرت فرمود: در خواب دیدم سوارى مىگوید این كاروان به سوى مرگ مىرود. پرسید:مگر ما بر حق نیستیم؟ فرمود:چرا. پس گفت:�فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقین�پس باكى از مرگ در راه حق نداریم
روز عاشورا نیز پس از شهادت یاران امام، اولین كسى كه اجازه میدان طلبید تا جان را فداى دین كند او بود. اگر چه به میدان رفتن او بر اهل بیت و بر امام بسیار سخت بود، ولى از ایثار و روحیه جانبازى او جز این انتظار نبود. وقتى به میدان مىرفت،امام حسین(ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تیغ به رویشان كشیدند، نفرین كرد. على اكبر چندین بار به میدان رفت و رزمهاى شجاعانهاى با انبوه سپاه دشمن نمود
�قتل الله قوما قتلوك...�و تكرار مىكرد كه:�على الدنیا بعدك العفا�.و جوانان هاشمى را طلبید تا پیكر او را به خیمه گاه حمل كنند. حضرت على اكبر ، نزدیكترین شهیدى است كه با امام حسین�ع�دفن شده است.مدفن او پایین پاى ابا عبد الله الحسین�ع� قرار دارد و به این خاطر ضریح امام،شش گوشه دارد.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 21 تیر 1390 03:36 ب.ظ
ولادت سه نور ولایت بر شما مبارک
چهارشنبه 15 تیر 1390 03:27 ب.ظ
ماه میلاد سه پرچم دار عشق
دلبر و دلداده و دلدار عشق
ماه میلاد سه ماه عالمین
سید سجاد و عباس و حسین(ع)
سه نور آمد به عالم پر ز احساس
معطر هر سه از عطر گل یاس
سه نور تابناک آسمانی
حسین بن علی ، سجاد و عباس
***
دامن علقمه را عطر گل یاس یکی است
قمر بنی هاشمیان در همه ناس یکی است
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای اباصالح و عباس یکی است
شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عطر نفس بقیه الله آمد
با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین
یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد
***
میلاد گل رسول و زهرا و علی است / زیرا که جهان خجسته زین نور جلی است
ما را دگر از روز جزا بیمی نیست / چون بر دل ما عشق حسین ابن علی است
بوی گلهای بهشتی ز فضا می آید / عطر فردوس هم آغوش صبا می آید
نوگل مصطفوی ، زینت باغ علوی / مظهر پنج تن آل عبـــــــــــــا می آید . . .
ولادت امام حسین (ع)
ای دلنواز قاری قرآن خوش آمدی / در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی
ای العطش، ترانه ی قبل از ولادتت / مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی . . .
اشکها بین که از این خنده بدامان دارد / ای سلیل اشرف اولاد آدم السلام
بهین جشن و سرور شیعیان است / دیگر زنخل رسالت پدید شد ثمری
سرور معنوی بر پاست هر جا / سلام ای صفای دل عاشقان . . .
ولادت حضرت عباس (ع)
مـیـلاد مسعـود اباالفضل جوان است / هـنگام شـادی و سرور شیـعـیـانــسـت
از دامـن ام البنین ماهی عیان است / کز روی وی شرمنده مـاه آسـمـانست . . .
شب به کاخ مرتضى ماهى پدیدار آمده
ماهى که پیش نور وى خورشید و مه تار آمده
ماهى که بر حسن صدها خریدار آمده
اى طالب دیدار مه هنگام دیدار آمده
افلاکیانش سر به سر حیران رخسار آمده
کو نور بخش عالم و، هم نور الاءنوار آمده
چه عباس آنکه در حشمت امیر راستین آمد
چه عباس آنکه از همّت پناه مسلمین آمد
چه عباس آنکه از اصل و نسب از دوره هاشم
چو جان مرتضى و حُسن خیرالمرسلین آمد
ولادت امام سجاد علیه السلام
سلام اى چارمین نور الهى
کلیم وادى طور الهى
تو آن شاهى که در بزم مناجات
خدا مى کرد با نامت مباهات
تو را سجاده داران می شناسند
تو را سجده گزاران می شناسند
جشن میلاد امام چارمین آمد پدید
روز وجد مؤمنات و مؤمنین آمد پدید
درّة التّاج فضیلت جوهر علم لدن
حضرت سجّاد زین العابدین آمد پدید
چو خورشید جمالش مشرق از برج کمال آمد
خدا را شد جلوه گر بر خلق اشراق جمال آمد
شد از برج عبودیت عیان شمس ربوبیّت
تجلّى جمال آن جا تجلّى جلال آمد
ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 تیر 1390 03:35 ب.ظ
گریه عکاس رسانه آمریکایی برای "شهدای گمنام"
چهارشنبه 8 تیر 1390 11:05 ق.ظ
|
گریه عکاس رسانه آمریکایی برای "شهدای گمنام" |
![]() زمانی توجه ها دوچندان می شود که عکاس زن آمریکایی به پیکر سربازان گمنام و بی ادعای میهن اسلامی مان که با پرچم سهرنگ پوشیده شده اند، خیره و متأثر می شود و اشک در چشمانش حلقه می زند. ![]() |
منبع خبر: www.farsnews.com |
|
|
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
خبببببببببببببببر خبببببببببببببببببر خبببببببببببببببببببببببر
سه شنبه 24 خرداد 1390 01:58 ب.ظ
بنام خداوند بخشنده ومهربان
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما دوستان گرامی پیشاپیش فرا رسیدن ولادت با سعادت
مول الموحدین علی ابن علی طالب را تبریک میگوییم.
به همین مناسبت در تاریخ 25/3/1390چهار شنبه شب مراسم مولودی خوانی و پذیرایی بر گزار میگردد با کمال خوشحالی از شما شیعیان و دوستان خواهش مندیم با حضور خود مجلس را پرشور تر وصمیمی تر کنید.
زمان :بعد از نماز مغرب و عشاء
مکان:منزل آقای غفرانی کوچه مدرسه امام حسین(ع)
بعد این مراسم پر شکوه دوستانی که برای اعتکاف ثبت نام نموده اند همه با هم راهی راز و نیاز با خدا میشویم
انسان موجودى است سالك و پویا به سوى معبود حقیقى خویش و از هر راهى كه برود و هر مسیرى را كه در زندگى انتخاب كند، سرانجام به لقاى معبود خویش مىرسد:
« یا ایها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقیه (انشقاق/6 )؛ اى انسان! تو با تلاش و رنج به سوى پروردگارت مىروى و او را ملاقات خواهى كرد.»
با توجه به این آیه اگر انسان راه ایمان، خود سازى و تهذیب نفس را بپوید جمال و مهر خداوند را ملاقات مىكند، اما اگر راه كفر و آلودگى را در پیش گیرد، جلال و قهر او را می بیند. بنابراین اگر مقصد و غایت سلوكش لقاى محبت و مهر خدا باشد، باید راه تهذیب نفس و عبادت حقیقى را در پیش گیرد و از هواى نفس بگریزد و در طریقت انس با معبود گاهى به گوشهاى خلوت پناه ببرد و دور از همه عنوانها و تعلقات مادى، لختى بر حال زار خویش بگرید و با سوز دل و اشك چشم، كدورت و زنگار را از چهره جان خود بزداید و در زاد و توشه آخرت اندیشه كند.
ادیان الهى با توجه به همین نیاز روحى، با آن كه انسان را به حضور در جامعه و شركت در فعالیتهاى اجتماعى فرا مىخوانند، فرصت هایى را نیز براى خلوت نمودن او با خداوند فراهم نمودهاند، یكى از این فرصتها «اعتكاف» است.
اعتكاف در لغت به معنى اقامت كردن و ماندن در جایى و ملازم بودن با چیزى است، ولى در شرع اسلام، اقامت در مكانى مقدس به منظور تقرب جستن به خداوند متعال است.
اعتكاف فرصت بسیار مناسبى است تا انسانى كه در پیچ و خمهاى زندگی مادى غرق شده، خود را بازیابد و به قصد بهره بردن از ارزشهاى معنوى از علایق مادى دست بكشد و خود را در اختیار پروردگار بگذارد و تقاضا كند كه او را در راه راست ثابت نگهدارد تا بتواند به دریاى بیكران انس و مهر خداوند كه یكسره مغفرت و رحمت است، متصل شود.
در اعتكاف مىتوان خانه دل را از اغیار تهى كرد و نور محبت خدا را در آن جلوه گر ساخت؛ مىتوان خود را وقف عبادت كرد و لذت میهمان شدن بر سر سفره احسان و لطف الهى چشید؛ مىتوان زمام دل و جان را به دست خدا سپرد و همه اعضا و جوارح را در حصار اراده حق به بند كشید؛ (1) مىتوان به خویشتن پرداخت و معایب و كاستىهاى خود را شناخت و در جست و جوى معالجه بود؛ مىتوان نامه عمل را مرور كرد و به فكر تدارك و جبران فرصتهاى از دست رفته بود؛ مىتوان به مرگ اندیشید و خود را براى حضور در پیشگاه خداى «ارحم الراحمین» آماده كرد.
آرى! "اعتكاف" فصلى است براى گریستن، براى ریزش باران رحمت، براى شستن آلودگىهاى گناه، براى تطهیر صحیفه اعمال، براى نورانى ساختن دل و صفا بخشیدن به روح.
اعتكاف مخصوص دین اسلام نیست بلكه در ادیان الهى دیگر نیز وجود داشته و در اسلام استمرار یافته است، اگر چه ممكن است در شرع مقدس اسلام پارهاى از خصوصیات و احكام و شرایط آن تغییر یافته باشد. درباره حدود و شرایط این عبادت در دیگر ادیان، اطلاعات قابل توجهى در اختیار ما نیست. مرحوم علامه مجلسى در «بحارالانوار» به نقل از طبرسى آورده است كه: «حضرت سلیمان (ع) در مسجد بیت المقدس به مدت یك سال و دو سال، یك ماه و دو ماه و كمتر و بیشتر اعتكاف مىكرد و آب و غذا براى آن حضرت فراهم مىشد و او در همان جا به عبادت مىپرداخت.» (2)
برخى از آیات قرآن نیز دال بر این است كه اعتكاف در ادیان الهى گذشته وجود داشته است. خداوند متعال مىفرماید:
«... و عهدنا الى ابراهیم و اسماعیل ان طهرا بیتى للطائفین والعاكفین والركع السجود( بقره/ 125)؛ به حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) سفارش نمودیم تا خانهام را براى طواف كنندگان، معتكفان و نمازگزاران تطهیر كنند.»
از این آیه استفاده مىشود كه در زمان حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) عبادتى به نام اعتكاف وجود داشته و پیروان دین حنیف گرداگرد كعبه معتكف مىشدهاند.
حضرت مریم (س) آن گاه كه به افتخار ملاقات با فرشته الهى نایل آمد، از مردم فاصله گرفت و در خلوت به سر برد تا در مكانى خالى و فارغ از هر گونه دغدغه به راز و نیاز با خداى خود بپردازد و چیزى او را از یاد محبوب غافل نكند.
به همین جهت طرف شرق بیت المقدس را كه شاید محلى آرام تر و یا از نظر تابش آفتاب پاك تر و مناسب تر بود برگزید. (3)
مرحوم علامه طباطبائى (ره) در المیزان مىنویسد: هدف حضرت مریم (س) از دورى نمودن از مردم، بریدن از آنان و روى آوردن به سنت اعتكاف بوده است. (4)
برخى از روایات اهل سنت هم نشان مىدهد كه در دوران جاهلیت هم عملى عبادى به عنوان اعتكاف در میان مردم رایج بوده است. (5)
علامه حلى در كتاب «تذكرة الفقهاء» به مشروعیت اعتكاف در ادیان پیشین تصریح نموده است. (6)
از زمانى كه پیامبراسلام (ص) اعتكاف را به مسلمانان آموزش داد، این سنت اسلامى در میان مسلمانان رواج پیدا كرد.
در حال حاضر مراسم اعتكاف در دهه پایانى ماه مبارك رمضان در بسیارى از كشورهاى اسلامى از جمله عربستان ( به ویژه شهر مكه) با شكوه خاصى برگزار مىشود. همه ساله خیل عظیم مسلمانان، كه بخش قابل توجهى از آنان را جوانان تشكیل مىدهند، از سراسر جهان به سوى مسجدالحرام مىشتابند و در كنار خانه خدا معتكف مىشوند و حتى بسیارى از زائران خانه خدا به منظور دستیابى به فضیلت اعتكاف در دهه آخر ماه رمضان، این ایام پر بركت را براى انجام عمره مفرده برمىگزینند.
شبیه این مراسم در مسجدالنبى و در كنار مرقد مطهر پیامبر(ص) برگزار مىشود. مسجد كوفه در عراق نیز سالهاى متمادى، محل برپایى مراسم اعتكاف در دهه آخر ماه مبارك رمضان بوده است. انبوه شیعیان و پیروان مكتب اهل بیت (ع) در این مسجد مقدس معتكف مىشدهاند و بسیارى از عالمان بزرگ شیعه نیز همراه با مردم در این مراسم شركت مىكردهاند.
اعتكاف در كشور ایران تاریخچهاى پرفراز و نشیب دارد در هر عصرى كه عالمان برجسته دینى به اعتكاف اهتمام ورزیدهاند، مردم مسلمان نیز از آنان پیروى كرده و به اعتكاف بها دادهاند.
در عصر صفوى، در سایه تلاشهاى دو عالم بزرگ آن زمان، مرحوم شیخ بهایى (1030- 952 ه.ق) و شیخ لطف الله میسى عاملى اصفهانى (متوفاى 1032 یا 1034 ه.ق)، اعتكاف در شهرهاى ایران، به ویژه قزوین و اصفهان، رونق خاصى یافته است.
خوشبختانه اكنون در بسیارى از شهرهاى كشورمان مراسم اعتكاف در روزهاى 13، 14 و 15 ماه رجب (ایام البیض) برگزار مىشود. این سنت حسنه ابتدا در شهر مقدس قم، توسط عالم ربانى میرزا مهدى بروجردى صورت گرفت و رفته رفته در شهرهاى دیگر رواج یافت.
انقطاع از مادیات و امور دنیوى و ملازمت مسجد و دوام ذكر و عبادت خدا، به تنهایى و بدون اعتكاف نیز داراى ارزشى والا و اهمیتى فراوان است كه در این زمینه آیات، روایات و احادیث زیادى را با چنین مضمونى مىتوان یافت، اما اهمیت اعتكاف به طور مشخص در قرآن و احادیث مورد تاكید قرار گرفته است.
در بنیاد اولین خانه توحید (كعبه) به دست دو پیامبر الهى، حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام سخن از عهد و پیمانى به میان مىآید كه از جانب خداوند، جهت تطهیر«بیت الله» براى طواف كنندگان، معتكفین و نمازگزاران از آنان گرفته شده است.
مطالعه در تعالیم ادیان الهى نشان مىدهد كه همواره شیوههایى از درون گرایى و دورى از جمع در ادیان آسمانى وجود داشته است.
از كلام وحى استفاده مىشود كه در میان بنى اسرائیل نوعى روزه همراه با سكوت (صمت) رایج بوده است. (7) حضرت موسى(ع) با آن كه مسئولیت سنگین رهبرى و هدایت امت را بر دوش داشت، براى مدت زمانى آنان را رها كرد و براى خلوت كردن با محبوب خویش به خلوتگاه كوه طور شتافت. او در پاسخ به پرسش پروردگار فرمود:
"... و عجلت الیك رب لترضى (طه/ 84 )؛ پروردگارا به سوى تو آمدم تا از من راضى شوى."
قرآن مجید در جایى دیگر از« رهبانیت» و گوشه گیرى پیروان حضرت عیسى(ع) سخن به میان آورده، و مىفرماید:
«... و رهبانیة ابتدعوها ما كتبناها علیهم الا ابتغاء رضوان الله فما رعوها حق رعایتها... (حدید/ 27)؛ و رهبانیتى را كه خود ابداع نمودند از این رو برایشان مقرر نمودیم تا خشنودى خداوند را كسب كنند. پس حق آن را چنان كه باید مراعات نكردند.»
مفسر بزرگ قرآن، علامه طباطبائى (ره) فرموده است: « لحن آیه شریفه نشان مىدهد كه خداوند، ابتدائا رهبانیت را بر پیروان حضرت عیسى (ع) مقرر ننموده، ولى آن را مورد تایید قرار داده است.» (8) هر چند آنان به دلیل این كه در رهبانیت زیاده روى نمودند و حد و مرز آن را مراعات نكردند، مورد نكوهش خداوند قرار گرفتند.
اسلام با پیش بینى عبادتى به نام «اعتكاف» كه در واقع نوعى خلوت و درون گرایى است، براى ساختن انسانها و جلوگیرى از آفت خدا فراموشى و خود فراموشى، چاره اندیشى نموده است. اینها همه نشان مىدهد با آن كه روح تعالیم ادیان، دعوت به جمع و اجتماع است، انسان به برنامه هایى كه او را با درون خود پیوند دهد نیز محتاج است.
راز این امر روشن است؛ معمولا حضور پیوسته و دائمى در عرصه اجتماع و كار و تلاش عملى، رفته رفته روحیه عمل گرایى را در انسان تقویت مىكند.
پیدایش این روحیه چه بسا انسان را از درون تهى مىكند تا آن جا كه به چیزى جز عمل بیشتر نیندیشد. شخص عمل گرا و عمل زده حتى گاه فرصت نمىیابد نتایج كارها و تلاشهاى خود را هم به درستى ارزیابى كند. لذا اعتكاف زمینه مناسبى است تا انسان به كاوش درباره انگیزهها و روحیات خویش بپردازد و براى رفع نقصان و تكامل آن بكوشد. بنابراین اعتكاف با ویژگى هایى كه اسلام براى آن در نظر گرفته، پاسخى است به این نیاز روحى، و فرصتى است مغتنم براى رو آوردن به خود و خدا.
میزان توجه پیامبر(ص) به برپایى اعتكاف، بسیار در خور دقت و تامل است. خداوند متعال، پیامبر خویش را به داشتن خلق و خویى عظیم و بزرگ ستوده است.
«و انك لعلى خلق عظیم( قلم/ 4)؛ و در حقیقت تو به اخلاق نیكو وعظیم آراسته هستى.»
با این حال، آن حضرت با وجود مسئولیت بزرگ اجتماعى كه بر دوش داشت، خود را از اعتكاف بى نیاز نمىدانست.
چنان كه در حدیثى از امام صادق (ع) آمده است: "رسول خدا در دهه آخر ماه مبارك رمضان در مسجد معتكف مىشدند و براى آن حضرت خیمهاى كه از مو بافته شده بود، در مسجد برپا مىشد. پیامبر(ص) براى اعتكاف آماده مىشدند و بستر خویش را جمع مىكردند." (9)
در حدیث دیگرى از امام صادق (ع) آمده است: « كانت بدر فى شهر رمضان و لم یعتكف رسول الله (ص) فلما ان كان من قابل اعتكف عشرین. عشرا لعامه و عشرا قضاء لما فاته (10)؛ جنگ بدر در ماه رمضان رخ داد، از این رو رسول خدا موفق به اعتكاف نشدند. آن حضرت در ماه رمضان سال آینده یك دهه را به عنوان همان سال اعتكاف نمودند و یك دهه را نیز به عنوان قضاى سال قبل.»
رسول خدا افزون بر اهتمام عملى نسبت به اعتكاف، با بیان فضایل و پاداش بزرگ آن، مؤمنان را به انجام این عمل تشویق مىنمودند. در حدیثى از آن حضرت آمده است: «اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتین و عمرتین (11)؛ یك دهه اعتكاف در ماه رمضان همچون دو حج و دو عمره است.»
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
فرارسیدن ولادت مولود کعبه امیرالمومنین علی(ع) مبارک باد
یکشنبه 22 خرداد 1390 09:07 ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد که موسم طرب و عیش و نوش آمد
هوا مسیح نفس گشت و خاک نافه گشای درخت سبز شد ومرغ در خروش آمد
13 رجب سالروز میلاد امیر المومنین حیدر علی ابن ابیطالب (ع)
امیر دلها ، سلطان خوبیها ، عشق آسمانی ما زمینیها ، بر همه شیعیان
خوصوصا" شما دوستان عزیز مبارک باد.
خدا کنه که شیعه واقعی مولا علی (ع) باشیم.
صبح را با نام خوبت یا علی یا علی گویان مصفّا میکنم
هر کجا باشد گره یا مشکلی با خم ابروی تو وا میکنم
( یا حق – یاعلی مدد )
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
تا کی شکست، خرد شدن، بغض انتظار؟
دوشنبه 9 خرداد 1390 12:47 ب.ظ
منبع:ماهنامهراه قرآن؛ سال پنجم؛شماره33، صفحه 26؛ گلستان غزل
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
چهارشنبه 31 فروردین 1390 04:04 ب.ظ
برایم دعا کنید (متن فاطمیه)
وقتی عزیز گرفتاری از شما تقاضای دعا می کند برایش دعا می کنید. برای رفع مشکلش تلاش می کنید. خودتان را به زحمت می اندازید تا شاید غمی از دلش بردارید. هر چه وابستگی به این عزیز بیشتر باشد، دعای شما شدیدتر است. و کدام عزیز ، عزیزتر از فرزند رسول خدا، که جانش از جانمان عزیزتر است و همه می گوییم: فدایت شوم مولا، خودم و پدر و مادرم!
اینک بشنویم واگویه های مولایمان را که گویا چنین می گوید:
در حیرتم چرا صدای مرا نمی شنوید! چرا به یاریم نمی آئید؟ چرا غمی از دلم برنمی دارید. آیا کسی نیست فریاد غریبی ام را اجابت کند؟ دوستی ندارم که برایم دعا کند؟ غمخوار و مونسی نیست که تسلایم دهد؟
ناله های مادرم، گریه های شبانه اش، بیماری و غربتش دلم را آتش می زند. مظلومیت پدرم، دستان بسته اش، ریسمان گردنش، چادر خاک آلود مادرم دلم را خون کرده.
گاه غنچه نشکفته اش برایم قصه می گوید. قصه نه بل از غصه ها می گوید. از فراق باغبان و تنهایی گل هایش، از پژمردگی شان، از بی کسی شان از زیادی دشمنانشان از حق پایمال شده شان، از جفای به تنها دخترشان و خانه نشینی همسرش از اینکه چگونه وصیت پیامبر خدا فراموش شده و نابخردان در زیر سقفی به نام سقیفه گرد هم جمع شده و بنیان گذار ظلمت و عداوت در سراسر گیتی شدند. ظلمی به بلندی آسمان خانمان سوز و وحشیانه. بستن دستان ابرمرد روزگار و خانه نشینی اش، کشتن همسر جوانش او که راضیه بود و مرضیه، پدرش او را ام ابیها می گفت. خدایش در وصفش گفته بود: «ان الله یرضا لرضا فاطمه و یغضب لغضبها». او را که حامل چنین مقام عظمایی بود غریبانه و ظالمانه کشتند. به چه جرمی کشتند؟ بِاَیّ ذَنبٍ قُتِلَت؟ به کدامین گناه او را کشتند؟ به گناه دفاع از ولایت. حمایت از امیرالمومنین، از امام زمانش. نه اینکه همسرش بود. هرگز، چون وی بارها از پدر گرامیش شنیده بود: «مَن مات و لم یَعرِف اِمامَ زمانه مات میتَهً جاهلیه» هر کس که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.
مادرم آنروز از امام زمانش علی ابن ابیطالب دفاع کرد او که دختر نبی بود، و همسر وصی به فرموده پدر گرامیش از امام خود حمایت نمود. اما کور دلان را که دیگر فهمی نمانده بود آنان مادر جوانم را به بهانه حمایت از شوهرش کشتند و غنچه ناشکفته اش را خشکاندند.
لحظه ای نیست که برای غربتش گریان نباشم، ساعتی نیست که اذن ظهورم را تمنا نکنم. می آیم، دیر یا زودش مهم نیست مهم این است که می آیم و قاتلین مادرم را قصاص می کنم. اما شما هم خدا بر این مهم دعا کنید، طاقتها به پایان رسیده، صورت نیلی مادرم، پهلوی شکسته اش تاب و توانها را برده است. برایم دعا کنید. برایم دعا کنید.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
هوای حرم
چهارشنبه 24 فروردین 1390 02:40 ب.ظ
هوای حرم
بسم الله الرحمن الرحیم
باورم نمیشود که خواندی مرا؛
نگاه رئوفانه ات دوباره شرمنده ام کرد...
خواندی مرا تا در کنار حریم تو به استقبال بهار بروم
بسم الله الرحمن الرحیم
امشب دلم را همراه دوستانم که راهی کوی تو هستند،روانه حریمت کرده ام.
عاشقانه به سوی تو می آیند و من عاشقانه منتظرم تا سلامم را به تو برسانند مولای مهربانم
بسم الله الرحمن الرحیم
هوای حرمت غوغا میکند در دل هر زائر عاشق.خواه از دور،خواه نزدیک
بسم الله الرحمن الرحیم
هوای حرم در سرم غوغا میکند...روزها بگذر تا برسد آن روزی که دوباره بخوانم از ته دل:
آمده ام ای شاه امانم بده
بسم الله الرحمن الرحیم
کاش امشب در روضه رضوان تو خود را رها میافتم...
و کاش تمام بغض هایم را امشب برای تو میگفتم...
و تو مثل همیشه آرامم میکردی...
آرام آرام آرام
بسم الله الرحمن الرحیم
آنجا که میروی؛صحن و سرای بهشتی اش را میگویم،دیگر بهشت را طلب نمیکنی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
تعداد کل صفحات : 10 1 2 3 4 5 6 7 ...
تبلیغات 





